تبلیغات
ایمان به خدا - حقیقت رابطه دختر و پسر در اسلام

ایمان به خدا

محمد رسول الله (ص) : اگر از ترس ‌خدا از چیزى ‌درگذرى‌، خداوند بهتر از آن ‌را به ‌تو خواهد داد .

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ایمان به خدا خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ
روابط دختر وپسر در اسلام

مقدمه


قبل از اینكه به تبیین روابط دخترو پسر از نظر اسلام بپردازیم چند نكته را یاد آوری می كنیم. اول: اینكه مبنا و ماخذ معارف ، اخلاقیات ، معیارهای رفتاری و... و در یك كلام بایدها و نبایدهای فردی و اجتماعی ما برگرفته از دین اسلام است و ما در هر مرحله از مراحل زندگی بشری چه فردی و چه اجتماعی دین اسلام را حاكم می دانیم وآنرا ملاكی جدائی ناپذیر برای زندگانی بشری قلمداد می كنیم. و لذا آنچه در ذیل می آید طبق همین ملاك می باشد. دوم: اگر چه عنوان مقاله روابط دختر و پسر است، اما همه زنان و مردان در این احكام مشترك هستند و اختصاص عنوان به دختر و پسر تنها به خاطر اهمیت و موقعیت حساس دختران و پسران جوان و نوجوان می باشد. سوم: در این مقال تنها به بیان باید ها و نباید ها در رابطه دختر و پسر پرداخته می شود و سخن از معضلات ،‌راه حل ها و سیاست های صحیح و نا صحیح ، آسیب شناسی و ...در این رابطه را به مجال و مقالهای بعدی موكول می كنیم.


طرح بحث

زندگی انسان بر پایه ورابط اجتماعی و پیوندها شكل می گیرد. آنچه از نظر اسلام در این اجتماع مهم است حركت به سوی اخلاق متعالی و پیشرفتهای معنوی وكمال فردی و اجتماعی انسان است. و این اجتماع ناگزیر از تعامل افكار و اندیشه ها،‌ فرهنگها، تعلیم وتعلم و ارتباطات می باشد كه دین اسلام هم بر این موارد تاكید دارد.
در یك جامعه اسلامی روابط و تعامل انسانها با یكدیگر بر گرفته از شناخت ارزشها و آموزه های دینی است كه چگونگی و باید ها ونبایدهای آن را بیان می كند. انسان، به ویژه جوان ونوجوان، به ارتباط اجتماعى نیازمند است؛ زیرا آدمى موجود اجتماعى است و ارتباط با دیگران پاسخ آن نیاز درونى به شمار مى‏آید.داشتن روابط ضرورت دارد؛ ولى چگونگى آن از اهمیت بیش‏ترى برخوردار است. در این میان ارتباط با جنس مخالف موضوعى مهم و حساس است.
على‏رغم این‏كه افراد ناآشنا به مبانى دینى، اسلام را بدان متهم مى‏كنند كه مخالف حضور دختران در اجتماع است، احادیث صریحى داریم كه طالب علم و دانش و فراگیرنده آن، چه دختر و چه پسر، محبوب خدایند و براى كسب دانش و كارهاى مفید اجتماعى، دختران و پسران مى‏توانند با حفظ پوشش و عفاف، به‏راحتى در جامعه ظاهر شوند و به انجام وظیفه بپردازند. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَلَا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْم‏» (الكافی/1/30 )
«فَوَجَبَ عَلَى الْعَاقِلِ طَلَبُ الْعِلْم ».‏(الكافی/ ج1 - كتاب العقل و الجهل)
اسلام به اهمیت و ارزش فوق‏العاده پاكى و سلامت شخصیت دختر و پسر و لزوم رعایت حقوق فرد و جامعه در ارتباطها ، نگاه‏ها، شنیدن‏ها و مكالمات تأكید دارد و به هیچ عنوان راضى نمى‏شود كه حریم قُدسى دختر، خدشه بردارد یا پسر از دایره عفت و پاكى خارج شود.


تفاوت «روابط دختر و پسر» درجامعه اسلامی و فرهنگ غربی

فرهنگ غربى، به نام آزادى و در راه رسیدن به آن، فضاى جامعه را خواسته یا ناخواسته ناامن و كانون خانواده را متزلزل نموده است. در چنین فضایى، هیجانات كاذب، فرصت اندیشیدن و خلوت معنوى و چشیدن لذّت رفتارهاى اخلاقى و خویشتندارى‏ هاى عفیفانه را از انسان گرفته است.
در جوامع غربی به اصطلاح «آزاد»،بر اثر بى‏بندوبارى‏ها و تلاش‏هاى تمام ناشدنی شهروندان براى كسب منافع و رفاه بیشتر و نادیده گرفتن حریم‏هاى انسانى، هر روز، جنایات تازه‏اى در شرف تكوین است، كه عشق‏هاى دروغین خیابانى و دوستى‏ها و ارتباطهاى كوچه وبازارى، تنها نقطه‏هاى آغاز شمرده مى‏شوند.
در جوامع غربى و همچنین جوامعی كه مقلّد غرب هستند، نسل جوان، هدف تبلیغات رسانه‏اى قرار گرفته اند تا مصرف بیشتر محصولات تجاری را به دنبال داشته باشند. (لباس‏هاى مُدِ روز، لوازم آرایشی، فیلم‏ها و آوازهاى سبُك یا غیر اخلاقى، موادّ انرژى ‏زا و توهّم ‏زا و...) بدون آن‏كه فرصت انتخاب داشته باشند و یا بتوانند آگاهانه از حلقه و گردونه‏اى كه درونش قرارگرفته‏اند، خارج شوند. در چنین جامعه‏اى كه به هیچ اصل اخلاقى یا آرمان غیر مادّى پایبند نیست، همگان قربانى‏اند. و به اصطلاح تر و خشك با هم می سوزند.
با چنین شرایطی كه بر جوانان در جوامع غربى و كشورهاى تحت نفوذ آنان حاكم است، باید دید الگوهاى دخترها و پسرها، چه كسانى هستند؟ آیا افراد عالم و دانشمند و متفكّر و هنرمند واقعى‏ الگو هستند یا هنرپیشه‏هاى جلف و فاقد ابتكار و بى‏اندیشه‏اى كه تنها ظاهرى جذّاب دارند؟ آیا این روند، دلیل انحطاط و سقوط اخلاقى و موجبِ سرگردانى و بی هدفی نسل جوان دختر و پسر یك جامعه نیست؟ آیا متفكّران و مربّیان بزرگ غرب در دهه‏ها و سَده‏هاى گذشته، با آن همه مبارزات پیگیر و تحمّل آن‏همه رنج، چنین فضاى فرهنگ‏سوز و مادّیت‏زده‏اى را آرزو كرده بودند؟ و آیا شایسته است كه ما به جاى تصحیح و ارتقاى فرهنگ خویش، خود را به چنین فضاى وهْم‏آلودى بسپریم؟
اما در جامعه اسلامی، جامعه دینى در روابط اجتماعى خود، توجهى ویژه به حصار عفاف و حریم شخصى دختر و پسر دارد. روش اسلام، این است كه انسان، معتدل و متعادل زندگى كند و از هر افراط یا تفریطى به دور باشد. خداوند نیز مسلمانان را «امت متعادل» مى‏نامد. «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطاً لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَی الناسِ» (سوره بقره، آیه 143) و افراد اجتماع را به روش صحیح زندگى فرامى‏خواند و در مقرّرات خود، همه جنبه‏هاى نیاز دختر و پسر را در نظر مى‏گیرد. از جمله، دختران را تا حدودى كه منجر به زیان‏دیدن و انحراف آنها نشود، از شركت در اجتماع، نهى نمى‏كند.
رسول خدا(ص) به برخى از زنان اجازه مى‏دادند كه حتى در جنگ‏ها براى امداد و كمك به مجروحان و سربازان، شركت كنند و در تاریخ اسلام، نمونه‏هاى بسیارى براى مشاركت زنان و دختران در فعالیت‏هاى اجتماعى ذكر شده است.( از جمله نسیبه كه جایگاه ویژه ای نزد رسول خدا ص داشت) روشن است كه رعایت حریم‏ها از سوى زنان و مردان، تضمین لازم براى دوام چنین مشاركتى است و حضور زنان و دختران در فضاهاى عمومى یك جامعه، مشروط به صلاحیت اخلاقى و متانت مردان و پسران آن جامعه است.
اسلام به خطراتِ ناشى از روابط به اصطلاح «آزاد» دختر و پسر كاملاً آگاه است و نهایت مراقبت را در روابط و برخوردهاى دختران و پسران دارد، تا حدى كه منجر به انحراف و فساد نشود و طرفدار مشاركت دختران و پسران در جامعه به شكل معقول و با حفظ حریم است.
اسلام، در عین این‏كه اجازه شركت در محافل، مدارس، دانشگاه‏ها، مساجد و... را به جوانان دختر و پسر مى‏دهد، دستور مى‏دهد كه به صورت مختلط نباشد و محلّ نشست و برخاست‏ها از یكدیگر جدا باشد. آنچه كه اسلام به صورت یك توصیه اخلاقى در مورد جامعه مدنى ابراز مى‏دارد، این است كه اجتماع مدنى، تا حدّ ممكن، غیر مختلط باشد. به عنوان مثال در تفسیر این آیه آمده است:
«لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ...» یعنی «اگر منافقان و بیمار دلان و كسانی كه شایعات بی اساس و اخبار دروغ در مدینه پخش می كنند دست از كار خود برندارند، تو را بر ضد آنان می شورانیم سپس جز مدت كوتاهی نمی توانند در كنار تو در این شهر بمانند» (سوره احزاب /60).
كه در تفسیر بیماردلان (فی قلوبهم مرض ) آمده: یعنی كسانی كه فاجر هستند و ایمانی ضعیف دارند آنها كسانی هستند كه از مراوده و اختلاط با زنان و اذیت آنان باكی ندارند.. .


انواع روابط بین دختر ها و پسر ها
روابط بین زن و مرد را به چهار صورت می توان در نظر گرفت: رابطه زن و شوهری ، رابطه علمی،رابطه حرفه ای و شغلی،رابطه دوستانه.


رابطه زن و شوهری:

اسلام رابطه زن و شوهر را که براساس موازین شرعی و عقد رسمی تحقق پیدا می کند مورد تأکید و تایید قرار داده است. ده ها آیه و صدها روایت از معصوم در مورد اهمیت ازدواج و روابط زناشویی شاهد بر مدعاست . مهمترین کانون و نهاد اجتماعی خانواده است که با ازدواج و رابطه زن و مرد شکل می گیرد بنابراین از نظر اسلام این نوع رابطه اجتماعی مشروع و مورد تأکید و تایید است و زن و مرد هر دو در شکل گیری آن سهیم اند. در این خانواده است كه زنان و مردان آنچه كه بالاصاله برای آن خلق شده اند را می توانند بروز دهند و آن چیزی نیست جز تربیت اسلامی و تخلق به اخلاق الهی. همچنانكه خداوند پیامبرش را برای همین مهم مبعوث كرده است: «انی بعثت لاتمم مكارم الاخلاق».
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِینَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِیرٌ»(الكافی/5/ 347 ). «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ زَوَّجَ عَزَباً كَانَ مِمَّنْ یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَة »( تهذیب‏الأحكام ج/ 7 /405).


رابطه علمی بین زن و مرد:
این نوع رابطه با حفظ موازین شرعی و رعایت حدود الهی از ناحیه زن و مرد مجاز است و بهترین مصداق بارز آن رابطه بین استاد و شاگرد است اعم از این که استاد زن باشد و شاگرد مرد، یا بالعكس. آنچه مهم است رعایت موازین شرعی است، اگر احکام الهی مراعات شود این نوع رابطه نه تنها مجاز است بلکه مورد تأیید اسلام است و اگر حدود الهی مراعات نشود و حریم های بین محرم و نامحرم شکسته شود اسلام از این رابطه ناخشنود است و آن را شدیدا نهی می کند .


رابطه شغلی و حرفه ای:
روابط شغلی سه گونه هستند :
1. شغل هایی که عرفا و غالبا به عهده زنان است و با وجود زنان، لزومی ندارد مردان مشغول آن حرفه شوند. مثل شغل مامایی و کارهایی که جنبه زنانه محض دارد. در این گونه موارد اسلام تأکید دارد که شغل های حساس و مهمی که مربوط به بانوان می شود خودشان به عهده گیرند. طبعا نوع رابطه شغلی در اینجا بین زنان است و مردان حق ورود به این مشاغل را ندارند مگر در شرایط ضروری.( البته چون در گذشته به زنان مجالی برای یادگیری مشاغل و حرفه های مخصوص زنان نمی داده اند، هستند مردانی كه به خاطر نیاز آن حرفه ها را فرا گرفته اند).
2. شغل هایی که عرفا و غالبا به مردان اختصاص دارد مثل کارهای شاق و سختی که با فیزیک بدن زن و روحیات او سازگار نیست .لذا وارد شدن در کارهایی كه از تحمل زن خارج است و به نحوی به او ضرر می زند جایز نیست. هر چند شاید باشند زنانی كه قدرت بدنی بالایی داشته باشند اما غالبا و حتی می توان گفت همه زنان در این دسته نقش چندانی را نمی توانند ایفا كنند.
3. شغل هایی که مشترک بین زنان و مردان است که اکثر موارد و بیشتر کارها تقریبا بین زن و مرد مشترک است. در این گروه، اگر زن و مرد ضوابط شرعی را رعایت کنند و حرمتها و حیا و عفت و دین داری را سرمشق قرار دهند و مرتکب عمل حرامی نشوند می توانند مشاركت فعال داشته باشند مانند بسیاری از کارها از جمله نمایندگی مجلس، معلمی و تحقیق و پژوهش و .. .
در هر سه گروه اگر نیازی به همكاری و استعانت و ارتباط زنان و مردان بود تنها با رعایت موازین شرعی،عرفی، عقلی ، حفظ حیا و عفت و پرهیز از گناه است كه می توان این ارتباط را جایز دانست و در غیر این صورت (عدم رعایت موازین شرعی و عرفی و عقلی و ...)هر گونه ارتباطی حرام است.


رابطه دوستی بین دختر و پسر:
شاید بعضی تعجب كنند اما با صراحت تمام می تون گفت كه این نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستی بین دختر و پسر و اینگونه روابط نهی کرده است همچنانكه در تفسیر آیه 60 سوره احزاب گذشت. زیرا عفت عمومی جامعه با اینگونه روابط آسیب جدی می بیند پایه های ازدواج و خانواده سست می شود و صدها مفسده اخلاقی برای دختر و پسر و جامعه دارد. و اساسا در اسلام چیزی به نام دوستی بین دختر و پسر یا زن و مرد وجود ندارد و هر چه هز این باب است حرام است. مگر اینكه برای دوستی معانی متعددی قائل باشیم كه یكی از آن معانی را بتوان با موازین شرعی همسان و همراه دانست هر چند در حال حاضر آنچه به نام دوستی در عرف جوامع بشری مشاهده می شود همان معنای آزادی در رابطه و بی بند و باری است كه در دین مبین اسلام و شرع مقدس هیچ توجیهی برای آن نیامده است و این نوع رابطه با اساس حكمت اخلاق و كمال انسان در تضاد است .
بدون تردید اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهی کرده اند اینطور نیست که این نهی بدون هیچ قید و شرطی باشد بلکه سیره عملی آنها به این امر مطلق تخصیص می زند و نشان می دهد که منظور ائمه این نیست که زنان مطلقا نباید در امور اجتماعی مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها این است که زنان اولا، بدون دلیل موجه نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند. ثانیا، در صورت لزوم باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و ثالثا حضوری همراه با رعایت موازین و امورات شرعی و عقلی و عرفی .



معیارهای اسلامی و اخلاقی در روابط
یك رابطه دارای ابعادی است از جمله : نگاه، پوشش، فكر و اندیشه ، گفتار ، رفتار. و برای هر كدام اسلام قانون و موازین خاص خود را دارد كه می طلبد زن و مرد مسلمان اینچنین باشند.


نگاه
رسول اكرم (ص) به حضرت على(ع) فرمود: «اى على! نگاه اوّل، براى توست چرا كه ابزار شناخت است؛ امّا نگاه دوم به زیان توست» (من لا یحضر/ 4/ 19 .( حقیقتْ این است كه در مناسبات و روابط اجتماعىِ دختر و پسر، پیشنهاد دین و اصل اخلاقى، ترك نگاه‏هاى شهوانى دختر و پسر به یكدیگر و پرهیز از لذّتجویى‏هاى بى‏ضابطه و بازى‏كردن با عواطف یكدیگر است.
جوانى كه چشمش به جنس مخالف مى‏افتد و احیاناً از وى خوشش مى‏آید، مى‏خواهد كه براى بار دوم نیز به وى نگاه كند و لذّت ببرد. نوبت اوّل، چون نگاه و تلذُّذ غیر عمدى است، مانعى ندارد ؛ ولى نوبت دوم، چون به قصد لذّت بردن از دیگرى و بهره‏جویى از سرمایه دیگرى است، جایز نیست. « جعفر بن محمد ع قال ما یأمن الذین ینظرون فی أدبار النساء أن یبتلوا بذلك فی نسائهم ».
و در حدیثی امام صادق(ع) فرمود: «نگاه كردن به نامحرم، تیرى زهرآگین است كه از ناحیه شیطان پرتاب مى‏شود». (من لا یحضر/ 4/ 19) «چه بسیارند نگاه‏هاى كوتاه و لذّت‏هاى زودگذرى كه بعدها حسرت‏ها و تأسّف‏هاى طولانى درپى خواهند داشت!».( كافى/ ج 5/ ص 559). با همه این مرزبندى‏ها و سفارش‏هاى خیرخواهانه، در اسلام، نگاه كردن دختر و پسر به یكدیگر و گفتگوى آنها، چنانچه به قصد خواستگارى و ازدواج (یعنى رفتن به سمت تشكیل كانون خانواده و رسیدن به ثبات و آرامش) باشد، مانعى ندارد. «عَنْ عَلِیٍّ ع فِی رَجُلٍ یَنْظُرُ إِلَى مَحَاسِنِ امْرَأَةٍ یُرِیدُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا قَالَ لَا بَأْسَ».


در پوشش
اسلام هم برای مردان و هم برای زنان پوشش خاصی را مد نظر دارد. پوششى كه اسلام براى دخترها مقرّر كرده است، بدین منظور نیست كه جلوى فعالیت‏هاى اجتماعى آنان را بگیرد و از خانه بیرون نروند. پوشش دخترها در اسلام، این است كه دختر در معاشرت خود با پسران، بدن خود را (بجز صورت و دست‏ها) بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمایى نپردازد.
سوالی كه شاید ما را به خود مشغول سازد این است كه چرا مردان باید آزاد باشند تا همچون كالا به زن بنگرند؟ آیا همین نگرش نیست كه نظام خانواده را در غرب، متزلزل كرده است؟ اسلام با وضع نمودن نوعى مقرّرات براى پوشش، حفظ سلامت جسم و جان فرد و روح جامعه را تضمین كرده است. به این ترتیب، حفظ نگاه و حجاب مرد و زن، حقیقتاً مصونیت‏بخش و پاسدار حریم آنانست.
در آیین اسلام، پسران فقط وقتی می توانند كه ارتباط كامل و بی حدی با دختران داشته باشند كه تشكیل خانواده داده باشند و آگاهانه انتخاب و مسئولیت پذیرفته باشند، در كانون گرم و صمیمى خانواده است كه مى‏توانند با دختر(به عنوان همسر قانونى خود)، پیوند كامیابى برقرار كنند. قبل از آن، نباید فكر و ذهن هیچ دختر یا پسر جوانى به این موضوع، مشغول باشد و مانع فكر و تحصیل و كارهاى زندگى او و دیگران شود.


اندیشه و قلب
نبودن حریم بین دختر و پسر، و آزادى در معاشرت‏ها، هیجانات و التهاب‏هاى جنسى را افزایش مى‏دهد و هنگامی كه میل جنسى از تعادل و مسیر طبیعى‏اش خارج شد،این میل به صورت یك عطش روحى و یك خواست سیرى‏ناپذیر و اشباع نشدنى در فرد ظاهر می شود كه مهاری برای آن نیست. غریزه جنسى، غریزه‏اى نیرومند، عمیق و پردامنه است كه هرچه انسان این نیرو را رها كند و كنترل نكند خاموش كه نمی شود شعله ورتر هم می شود. مثل افراد آزمندى كه هرچه پول بیشترى به دست بیاورند، حریص‏تر مى‏شوند. تاریخ از آزمندى‏هاى جنسى، بسیار یاد مى‏كند. حسّ تصرّف و تملّك زیبارویان در پادشاهان هیچ حد و مرزی نداشته و سیرابشان نكرده است. صاحبان حرمسراها، هر روز در پى شكاركردن شكار دیگرى براى خود بوده‏اند.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه، توجه كامل كرده و هشدارهاى زیادى درباره خطرناك بودن نگاه جنسى بى‏ضابطه و خلوت كردن پسر و دختر با هم و معاشرت‏هاى كنترل نشده آنان مى‏دهد از جمله می فرماید: «كه هر جا زن و مرد نامحرمی تنها بودند سومی آنها شیطان است». از طرفى تدابیرى براى تعدیل و رام كردن این غریزه اندیشیده است و براى هر یك از دو جنس، تكلیف‏ها و مقرراتى معین نموده است.به عنوان نمونه، قرآن كریم مى‏فرماید: «به مردان بگو چشم‏ها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خود را پوشیده دارند و به زنان نیز بگو تا چشم‏ها از نگاه ناروا باز دارند و اندام خود را بپوشند».(نور، آیه 31(. آیین ما از ما مى‏خواهد كه اندیشه‏مان را هوس‏آلود نكنیم، خیال گناه را در ذهن خود نپروریم، به نامحرمانْ خیره نشویم و دزدانه نگاه نكنیم، به قصد لذّت‏هاى جنسى به نامحرمى ننگریم و با چنین قصدى به معاشرت‏هاى اجتماعى قدم نگذاریم.
اگر خدا به ما قلبی مالامال از محبت و عشق عطا كرده نه به خاطر آنست كه این خانه را جولانگاه هوسها و زیباییهای كثیف دنیایی كنیم بلكه این مكان پر مهر و محبت و عشق را خدا برای خود آفریده است و به انسان هم اخطار داده كه یك قلب بیشتر نداری و آن برای من است. « خدا در قلب هیچ انسانی دو دل قرار نداده است» .


گفتار
شنیدن صداى دختر براى پسر، در صورتى كه همراه با ناز و عشوه و قصد لذّت‏بردن و خوش‏آمدن در كار نباشد، اشكالى ندارد. براى دختر، شایسته نیست كه در سخن گفتن با پسرى، صداى خود را نازك كند و به نحوى با عشوه و اطوار، سخن بگوید. خداى متعال در قرآن، به زنان مى‏فرماید: «در حرف زدن، صدا را نازك و مهیّج نكنید كه موجب طمع بیماردلان گردد» ( سوره احزاب، آیه 32( و امام على(ع) مى‏فرمود: «به دختران جوان، سلام نمى‏كنم كه مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افكند. (الكافى، ج 2 ، ص 648). البته این فرمایش امام علی ع كه در اوج عصمت هستند همچون معصومان دیگر نه برای خود بلكه برای آموزش به شیعیان و مسلمانان و مومنان است كه در روابط با دختران چگونه باشند.


رفتار
احتیاطها و توصیه‏هاى دین مبین اسلام، مبنى بر دور نگه‏داشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از یكدیگر، صرفاً به خاطر حفظ سلامت روحى خود آنان و سلامت اجتماع و پاكى خانواده و عزت و شرف و تعالى آنان است . روح جوان، فوق‏العاده تحریك‏پذیر است. اشتباه است كه گمان كنیم تحریك‏پذیرى روح انسان، محدود به حدّ خاصى است و پس از آن، آرام مى‏گیرد. همان قدر كه انسان از رسیدن به جاه و مقام و ثروتْ سیر نمى‏شود، در میل جنسى نیز چنین است. در محیطهاى آزاد و باز، هیچ پسرى از تصاحب زیبارویان و هیچ دخترى از متوجّه كردن پسران به خود و تصاحب قلب آنان سیر نمى‏شود. از طرفى، هوس، در هیچ نقطه‏اى توقف نمى‏كند و تقاضاى نامحدود انسان، خواه ناخواه، انجام ناشدنى است و امكان برآوردن همه خواسته‏ها هیچ‏گاه براى بشر، میسّر نیست.
دست نیافتن به آرزوها و هوس‏ها، در جاى خود، منجر به اختلالات روحى و بیمارى‏هاى روانى مى‏گردد. به محیطهایى كه بى‏بند و بارى در آنها زیاد است، بنگرید. خواهید دید كه در آن محیطها، آمار بیمارى‏هاى روانى و مشكلات روحى، بالاست. شاید مهم‏ترین علت، همین آزادى جنسى و تحریكات فراوان روانى است كه به وسیله عكس‏ها، مجلّات، فیلم‏ها و سى‏دى‏ها و محافل مختلِط تفریحى و حتّى در كوچه و خیابان و تبلیغات كالاها و مُدها و... دامن زده مى‏شود و غالباً بى‏پاسخ مى‏مانَد ؛ چرا كه تخلیه جسم و روان از این هیجانات فزاینده، عملاً ممكن نیست و بدین ترتیب، پیرى زودرس و روان‏پریشى و اختلالات روحى دیگر، پیامدهاى طبیعى آن فضا هستند.
اوّلین فایده‏ رفتار طبق مقتضای اسلام ، امنیت فضاى خانواده و اجتماع، ارتقاى موقعیّت زنان و دختران، شكوفایى استعدادهاى مختلف جوانان، و... می باشد كه مهم‏ترین نشانه‏هاى «بهداشت روانى» یك جامعه محسوب مى‏شوند كه زمینه لازم براى تولیدات فكرى و صنعتى و توسعه ابعاد مادّى و معنوى جامعه است.
در نهایت می توان گفت آنچه حقیقتا امروز معضل است و مسئولین و روانشناسان و جوانان را سردرگم كرده مسئله كنار آمدن با امیال و كنترل غرائض در این ارتباط است كه به خاطر نا آگاهی ها در روابط و تربیت ها مشكلات روحی شدید و حدیدی برای دخترو پسر بوجود می آید كه راه خلاصی از آن را سخت می كند . و گرنه در حیطه روابط دختر و پسر هیچ ابهامی وجود ندارد وشرع مقدس تمام آنچه را كه این ارتباط را توضیح و تبیین میكند بیان كرده همچنانكه گوشه ای از آن را مشاهده كردید. البته می دانیم كه برای نجات از سردرگمی و خلاصی از بند هواهای نفس و غرور جوانی و فشارهای جنسی و حس گرایش به جنس مخالف دین اسلام راه كارهای زیبا و ظریفی ارائه داده است كه این مقال را جای آن بحث نیست.
مهدی مهدوی (با اخذ كلیاتی از مقالات مشابه)