تبلیغات
ایمان به خدا - توقیعات حضرت مهدی (عج)

ایمان به خدا

محمد رسول الله (ص) : اگر از ترس ‌خدا از چیزى ‌درگذرى‌، خداوند بهتر از آن ‌را به ‌تو خواهد داد .

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ایمان به خدا خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ

در كتب روائى، فقهى و تاریخى شیعه قسمتى از مكتوبات ائمه اطهار (ع) به عنوان «توقیعات» آمده عمده آنها ـ از لحاظ كمیت و كیفیت ـ توقیعاتى است كه از سوى امام زمان حضرت حجة بن الحسن ـ ارواحنا فداه ـ صادر گردیده است، و توقیعات صادره از ائمه دیگر بسیار كمتر بوده، و از بعضى از ایشان ـ در حد اطلاع ما ـ هیچ توقیعى به دست نیامده است. براى نمونه به این موارد اشاره مى‏كنیم: چند توقیع كوتاه از حضرت امیرالمؤمنین على (ع) توقیعى از حضرت موسى بن جعفر (ع) (كشف الغمه، 3/33) توقیعاتى از امام رضا (ع) (اصول كافى، 1/107) ؛ عیون الاخبار الرضا، 2/86) و چندین توقیع از هر یك از ائمه: حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت عسكرى (ع) (بحار الانوار، 2/181، 50/103، 280 ـ 302) . اكنون به طور اجمال، بخشهایى از ویژگى‏ها و مزایاى توقیعات مقدسه حضرت مهدى (عج) را بیان مى‏كنیم و به بررسى عمومى و كلى مسائل طرح شده در آنها مى‏پردازیم:

توقیعات  حضرت مهدی (عج)

كتاب: دایرة المعارف تشیع، ج 5، ص 150

نویسنده: سید مهدى حائرى

توقیع به معنى امضا كردن نامه و فرمان، و نشان كردن برنامه و منشور مى‏باشد، و نیز پاسخهایى است كه بزرگان و دولتمردان، زیر سؤالها و درخواستهاى كتبى كه از ایشان مى‏شود نویسند (لغتنامه دهخدا) . توقیع نویسى از دیرباز بین حكام و فرمانروایان رواج داشته، و موارد بسیار زیادى از توقیعات آنها در متون تاریخى و غیره به چشم مى‏خورد. كتاب توقیعات كسرى نمونه‏اى از این آثار است، و نیز در صبح الاعشى (10/292 به بعد) و تمامى دو مجلد یازده و دوازده و قسمتى از جلد سیزده را با ذكر توقیعات بسیار، با موضوعات مختلف پرداخته است، همچنین در العقد الفرید (2/226 به بعد) طى چند فصل توقیعات مختلفى آمده است. در كتب روائى، فقهى و تاریخى شیعه قسمتى از مكتوبات ائمه اطهار (ع) به عنوان «توقیعات» آمده عمده آنها ـ از لحاظ كمیت و كیفیت ـ توقیعاتى است كه از سوى امام زمان حضرت حجة بن الحسن ـ ارواحنا فداه ـ صادر گردیده است، و توقیعات صادره از ائمه دیگر بسیار كمتر بوده، و از بعضى از ایشان ـ در حد اطلاع ما ـ هیچ توقیعى به دست نیامده است. براى نمونه به این موارد اشاره مى‏كنیم: چند توقیع كوتاه از حضرت امیرالمؤمنین على (ع) توقیعى از حضرت موسى بن جعفر (ع) (كشف الغمه، 3/33) توقیعاتى از امام رضا (ع) (اصول كافى، 1/107) ؛ عیون الاخبار الرضا، 2/86) و چندین توقیع از هر یك از ائمه: حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت عسكرى (ع) (بحار الانوار، 2/181، 50/103، 280 ـ 302) . اكنون به طور اجمال، بخشهایى از ویژگى‏ها و مزایاى توقیعات مقدسه حضرت مهدى (عج) را بیان مى‏كنیم و به بررسى عمومى و كلى مسائل طرح شده در آنها مى‏پردازیم:

1) رابطه اعجاز با توقیعات، نظر به اینكه توقیعاتى كه در پاسخ به سؤالات و درخواستها صادر مى‏شد، معمولا ظرف سه روز انجام مى‏گرفت، شاید نتوان ادعا كرد همه آنها توأم با اعجاز بوده، گرچه نحوه صدور توقیعات و چگونگى ارتباط نواب خاص امام زمان با آن حضرت فاش نشده است، اما در بخشى از توقیعات، معجزه‏آمیز بودن آنها كاملا مشهود است، و به طور قطع مى‏توان گفت صدور آنها به طور عادى صورت نگرفته است (تاریخ الغیبة الصغرى، 430 به بعد) . مثلا در سال 312 ق، از سوى حضرت بقیة الله، در مورد گمراهى و انحراف ابن ابى‏عزاقر شلمغانى، توقیعى صادر گشت، كه ناظران عینى گفته‏اند: هنوز مركب آن تر بود و خشك نشده بود (الغیبة، شیخ طوسى، 195 به بعد؛ بحار الانوار، 51/376) . و نیز محمد بن فضل موصلى شیعه بود ولى نیابت جناب حسین بن روح را قبول نداشت، روزى هنگام بحث با یكى از دوستانش به نام حسن بن على وجناء و به پیشنهاد او براى آزمودن نایب امام (ع) مطلبى را كاملا محرمانه با هم توافق كردند، و حسن بن على وجناء كاغذ سفیدى از دفتر موصلى جدا كرد، و قلمى تراشید و با آن بدون مركب مطالبى بر روى آن ورقه نوشت، سپس آن را مهر كرد و توسط خدمتكار نزد حسین بن روح فرستاد. ظهر همان روز جواب نامه در همان ورقه ارسالى آمد كه فصل به فصل با مركب نوشته بود (الغیبة، شیخ طوسى، 192 ـ 193 و مشابه این اعجاز در كمال الدین، 2/488 به بعد) . همچنین از ابوحسین اسدى روایت شده كه گفت: توقیعى توسط شیخ ابوجعفر محمد بن عثمان عمروى بدون اینكه من از او سؤالى كرده باشم به من رسید، بدین عبارت: «بسم الله الرحمن الرحیم، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر كسى كه درهمى از اموال ما را حلال شمارد» . اسدى گوید به خاطرم رسید كه این توقیع درباره كسى است كه درهمى از مال ما را حلال شمارد، نه كسى كه حلال نداند و از آن بخورد، گوید به خدا سوگند كه چون بار دیگر در توقیع نظر كردم دیدم به همان مضمونى كه در دلم بود تغییر یافته است: «لعنت خدا و فرشتگان، و همه مردم بر كسى كه درهمى از مال ما را به حرامى بخورد» (الاحتجاج، 2/300 به بعد) . این معجزات در مرحله صدور بود، اما در متن خود توقیعات موارد بسیار زیادى از معجزات مشهود است كه بیشتر به صورت خبرهاى غیبى از حوادث آینده كارها و مذاكرات خصوصى، شفاى بیماران، حاملگى و خصوصیات مولود و غیره مى‏باشد (كلمة الامام المهدى، ترجمه فارسى، 1/194 به بعد؛ فهرست موضوعى توقیعات) .

2) استدلال به توقیعات، علماى شیعه در رشته‏هاى مختلف اعتقادى، فقهى و اخلاقى به توقیعات حضرت مهدى (عج) استناد و استدلال مى‏كنند، بعضى از علما اصل صدور توقیع را از آن حضرت، از جمله دلایل وجود شریف آن بزرگوار شمرده‏اند، مانند مرحوم شیخ على اكبر نهاوندى در این باره چنین گفته است: «تمامت این توقیعات شریفه و مكتوبات منیفه ـ چنانكه در اول رقم دوم از توقیعات ذكر نموده‏ایم ـ از جمله دلایل بر ثبوت و اثبات وجود فائض الجود آن بزرگوار است، زیرا كه مكتوب و توقیع بدون كاتب و موقع، بلكه مطلق اثر بدون مؤثر نشود و نشاید» (العبقرى الحسان، 2/208) . در فقه نیز توقیعات را به منزله یك دلیل و حجت شرعى مى‏شمارند و در استنباط احكام به آنها استناد مى‏كنند، این كار با بررسى سند و ارزیابى راویان توقیع ـ از جهت دیانت و وثاقت ـ شروع مى‏شود، چنانكه قاعده برخورد با هر حدیث و روایت همین است و پس از اطمینان یافتن از صحت سند، بر آن اعتماد مى‏كنند و به عنوان یك حدیث معتبر با آن مواجه مى‏شوند، آنگاه دلالت آن را به بحث مى‏گذارند، و در صورتى كه در اخبار، معارضى براى آن یافت شود، طبق قواعد علم درایه و فقه، به چگونگى جمع بین هر دو، ترجیح نص بر ظاهر مى‏پردازند (اخبار علاجیه، تعادل و تراجیح) .

3) خط توقیعات، به طورى كه در چندین مورد راویان تصریح كرده‏اند، توقیعات مقدسه حضرت مهدى (عج) به دستخط شریف خود آن حضرت صدور مى‏یافته، و جمعى از بزرگان محدثین و وكلاى حضرتش با آن آشنا بوده، و آن را مى‏شناختند و عباراتى همچون: «فوقع بخطه، بخط اعرفه، رأیت التوقیع بخطه و...» دلیل این مطلب است (تاریخ الغیبة الصغرى، 430 به بعد؛ حكمة الامام المهدى، 1/399) و بنابر بعضى از روایات، خط مبارك امام زمان (عج) به خط پدر بزرگوارش بسیار شباهت داشته است (مناقب، 3/533) و با توجه به اینكه در طول مدت نیابت نواب اربعه، این توقیعات به طور یكنواخت ظاهر مى‏گشت شیوه‏اى كاملا مطمئن براى یقین به صدور آنها از شخص امام (ع) بود، و راه را براى افراد فرصت طلب و مغرض مى‏بست كه هرگز نتوانند نامه‏هاى جعلى به نام آن حضرت درست كنند، و مردم را به وسیله آنها فریب دهند. البته توقیعات را به خط امام (ع) معمولا بعضى از افراد معتمد مشاهده مى‏كردند. سپس از روى آنها نسخه‏بردارى و رونویسى مى‏شد، یا مضمون آنها را به ذهن مى‏سپردند، ولى بعضى از توقیعات را به اقتضاى مصلحت در بین عموم شیعیان منتشر مى‏ساختند.

4) همه توقیعات حضرت مهدى (عج) توسط نواب خاص آن جناب براى افراد ظاهر مى‏گشت، و ارتباط كتبى با حضرتش فقط از طریق ایشان انجام مى‏گرفت، و حتى وكلاى آن حضرت كه در بلاد مختلف بودند، نامه‏هاى خود و دیگر افراد را به بغداد نزد نایب امام مى‏فرستادند، و از او پاسخ دریافت مى‏كردند، شیخ طوسى در كتاب الغیبه (صفحه 257) مى‏گوید: «و در زمان سفیران ستوده آن حضرت، جمعى از افراد مورد وثوق بوده‏اند كه از سوى سفراى منصوب شده اصلى، توقیعات بر آنان وارد مى‏شد...» ، و نیز صاحبنظران در شرح احوال و ذكر خصوصیات جمعى از وكلا، این نكته را متذكر شده‏اند (كلمة الامام المهدى، 1/145 به بعد) . شایان تذكر است كه طبرسى در احتجاج (1/318 ـ 325) دو نامه از حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ به شیخ مفید نقل كرده است، این نامه‏ها توسط شخص مورد اعتمادى به شیخ مفید رسیده ولى نام آن شخص ذكر نشده است. چند تن از مؤلفین این دو نامه را در شمار توقیعات آن حضرت آورده‏اند (مستدرك سفینة البحار، 8/341) . همچنین بعضى از معاصران پیامى كه از سوى آن حضرت براى مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى، توسط مرحوم شیخ محمد كوفى شوشترى نقل شده، به عنوان توقیع ذكر كرده‏اند.

5) مدت خروج توقیع، توقیعاتى كه در پاسخ به سؤالات صدور مى‏یافت، به طور معمول ظرف دو تا سه روز مى‏رسید، چنانكه از چند روایت استفاده مى‏شود، و این مدت در ذهن افراد متمركز بوده است، و برنامه نایبان چنین بوده كه سؤالات و تقاضاهاى مراجعه كنندگان را در یك ورقه مى‏نوشتند، سپس جواب آنها یكجا مى‏آمد (الغیبة، شیخ طوسى، 184، 190؛ تاریخ الغیبة الصغرى 435) . نحوه دیدار نایب امام با آن حضرت فاش نشده است. و گاه جواب سؤالى را شفاهى مى‏گفتند، كه نایب شخصا آن را ابلاغ مى‏كرد و بسا مى‏شد كه اصلا جواب نمى‏فرمودند، از جهت مصلحتى كه حضرت مهدى (عج) مى‏دانستند، مثلا كسى از امام تقاضا دارد كه برایش دعا كند تا خداوند به او فرزند پسرى عطا فرماید، ولى چون امام مى‏داند كه چنین چیزى نصیب آن شخصیت نیست پاسخى نمى‏دهد. (الغیبة، شیخ طوسى، 195) . و مانند شخصى كه جواب نامه‏اش نیامد، بعد معلوم شد كه از مذهب تشیع برگشته و قرمطى شده است (الارشاد، شیخ مفید، 232) و اما توقیعاتى كه بدون سؤال و درخواست افراد صادر مى‏گشت وقت معینى نداشت، و هر موقع كه امام (عج) صلاح مى‏دانست، توقیعى مى‏نوشت و مطلبى اظهار مى‏فرمود.

6) مطالب مطرح شده در توقیعات، موضوعاتى كه در توقیعات حضرت ولى عصر (عج) آمده است، شامل بسیارى از معارف و حقایق دینى، و امور تربیتى و برنامه‏هاى زندگى فردى و اجتماعى مى‏باشد، كه فهرست اجمالى آنها بدین قرار است: الف) مباحث عقیدتى، در زمینه‏هاى مختلف توحید، نبوت، امامت، معاد و غیره؛ ب) امور اجتماعى، شامل مسائل اخلاقى، تربیتى، و شئون اقتصادى و مشكلات مالى؛ ج) وظایف و تكالیف شیعیان در عصر غیبت، بیان چگونگى توجه به خداوند، ایجاد زمینه‏هاى خودسازى، نحوه ارتباط با ایشان و پیروى از آن حضرت و آمادگى براى برپائى حكومت عدل گستر او؛ د) بیان قسمتى از احكام و مسائل فقهى، در مورد نماز، روزه، حج، نذر، خمس، نكاح و غیره؛ ه ـ ) مطالبى در امور شخصى كسانى كه از آن حضرت درخواست مى‏كردند از قبیل نامگذارى فرزند، آزادى برده و كنیز، انتخاب دوست، اجازه سفر و غیره؛ و) نصب و تأیید وكلا و نواب و دیگر امور مربوط به ایشان، افشا كردن تزویر مدعیان دروغین، و طرد و لعن غلات و منحرفین.

7) دفع خطر از شیعیان، در آن عصر كه حكام ستمگر، براى شناسایى و شكنجه و آزار و نابودى شیعیان و پیروان اهل بیت عصمت (ع) كمر بسته بودند، و احیانا نقشه‏هاى ماهرانه‏اى طرح مى‏كردند تا بلكه بتوانند تمامى آنها را از بین ببرند، تنها راه خلاصى از دامهاى شیطانى بدخواهان، همین توقیعات بود. به دو نمونه در این باره توجه مى‏كنیم: اول یكبار كه در مورد وكلا و نمایندگان حضرت (ع) نزد خلیفه غاصب سعایت شده بود، وى براى شناسایى و دستگیرى آنان چنین دستور داد افراد ناشناسى را همراه با پول نزد آنها به جاسوسى بفرستید، اگر كسى از آنها چیزى پذیرفت او را دستگیر كنید. در این هنگام از ناحیه مقدسه حضرت مهدى (عج) خطاب به همه وكلا فرمانى صادر شد كه از هیچكس چیزى نپذیرند، و از گرفتن خوددارى كنند، و خود را بى‏اطلاع نشان دهند (كافى، 1/525) . دوم: در یك زمان از سوى حضرت ولى عصر (عج) دستورى صادر شد كه از زیارت كاظمین و كربلا نهى كرده بودند. پس از چند ماه معلوم شد خلیفه در آن موقع دستور داده بود كه هر كس به زیارت رود، در كمینش باشند و او را دستگیر كنند (كافى، 1/525) .

8) بیزارى از منحرفان، در عصر غیبت صغرى افرادى به عناوین مختلف و با مقاصد گوناگون به دروغ ادعاهایى مى‏كردند و سعى داشتند دوستان و پیروان ائمه (ع) را به سوى خود جلب كنند، و آنها را فریب دهند و گمراه سازند و با توجه به اینكه این قبیل افراد كم و بیش در بین شیعیان آن زمان ـ و یا دست كم در بعضى از مناطق شیعه‏نشین ـ شهرت و احترامى داشتند، و غالبا زیر پوشش ادعاى نیابت و سفارت حضرت مهدى (عج) دامهاى خود را مى‏گسترانیدند، لذا خطر آنها براى شیعیان و مسلمانان، از خطر كفار مشركین بدتر بود، و افشاى تزویر و كشف نقاب از چهره كریه ایشان، و طرد آنها از جوامع دینى، ضرورت داشت. از همین روى توقیعات مهمى درباره این افراد و بیزارى حضرت ولى‏عصر (عج) از آنها، از سوى آن جناب صدور یافته، و مایه رسوایى و انزواى آنها شده است.

9) توقیعات در كتابها و آثار بزرگان، نخستین كسى كه توقیعات را جمع‏آورى كرده است: محدث گرانقدر ابوالعباس عبدالله بن جعفر حمیرى مى‏باشد. و از جمله اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى و امام عسكرى علیهم السلام بوده، عصر غیبت صغرى را نیز درك كرده، و توقیعات را به خط امام (عج) دیده است. (رجال، نجاشى، 152 به بعد؛ معجم رجال الحدیث، 10/145) . از عبارت نجاشى بر مى‏آید كه توقیعات امام حسن عسكرى (ع) را تدوین كرده است، گرچه آقا بزرگ در (الذریعه، 4/401) گفته: «التوقیعات الخارجة من الناحیة المقدسة...» . فرزندان او احمد و جعفر و حسین و محمد نیز همگى با حضرت ولى عصر ارواحنا فداه مكاتبه داشته‏اند كه سه توقیع در پاسخ به سؤالات محمد بن عبدالله حمیرى در كتاب احتجاج آمده است. همچنین زیارت معروف «آل یس» و دعاى بعد از آن، ضمن توقیعى خطاب به او صادر شده است. همچنین در منابع اولیه حدیث همچون كافى؛ كمال الدین؛ ارشاد؛ غیبت شیخ طوسى؛ احتجاج و غیره و نیز مجموعه‏هاى بزرگ حدیث، و كتب معتبره متأخرین مانند: بحار الانوار؛ وسائل الشیعه؛ وافى؛ مستدرك الوسائل و الصحیفة المهدیة در فصلهاى خاص و یا به طور پراكنده، توقیعات بسیارى آمده است. در عصر حاضر نیز آثار ارزشمندى در این زمینه انتشار یافته است، از جمله: تاریخ الغیبة الصغرى؛ كلمة الامام المهدى، ترجمه فارسى و استدراك، نشر آفاق (تهران، 1407 ق) ؛ توقیعات مقدسه، اثر جعفر وجدانى؛ مجموعه سخنان، توقیعات و ادعیه حضرت بقیة الله، از خادمى شیرازى؛ نواب اربعه، راسخى نجفى.

10) یك نمونه از توقیعات، از محمد بن ابراهیم بن مهزیار نقل شده كه گفت: وارد عراق شدم در حالیكه شك و تردید داشتم، پس این توقیع برایم صادر گشت: «به مهزیارى بگو آنچه از سخنان دوستانمان در منطقه خودتان نقل كردى، دانستیم، به آنها بگو: مگر سخن خداوند را نشنیده‏اید كه فرموده: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید رسول و ولى امر خودتان را (نساء، 59) آیا جز این فرمان كه تا روز قیامت وظیفه را مشخص كرده دستور دیگرى هست؟ مگر نمى‏بینید كه خداى عزوجل برایتان پناهگاههایى قرار داده تا بدانها پناه برید و نشانه‏هایى نهاده كه به وسیله آنها راه یابید، از عهد آدم (ع) تا زمانى كه امام قبلى (حضرت عسكرى (ع)) ظاهر گردید، هرگاه نشانه و روایتى ناپدید شد نشانه و پرچمى دیگر آشكار گردید، و هر زمان كه ستاره‏اى افول نمود ستاره دیگرى طلوع كرد و چون خداوند او را قبض روح فرمود پنداشتید كه پروردگار عزوجل وسیله و واسطه بین خود و خلقش را قطع نمود، هرگز چنین نبوده و نخواهد بود تا روز رستاخیز فرا رسد، و امر خداوند آشكار گردد، و آنان را خوش آیند نباشد. اى محمد بن ابراهیم در آنچه كه به سوى آن گام برداشته‏اى تردید به خود راه مده كه خداوند زمین را از حجت تهى نگذارد، مگر نه پدرت پیش از وفاتش به تو گفت: هم اكنون كسى را بیاور كه این سكه‏هاى طلا را سنجش و قیمت گذارى كند، و چون انجام این كار به تأخیر افتاد و پیرمرد ترسید مبادا پیش از عملى شدن دستورش در گذرد، به تو گفت تو آنها را براى خودت قیمت كن. آنگاه كیسه بزرگى بیرون آورد و به تو داد، و سه كیسه و همیانى كه سكه‏هاى مختلفى در آن بود نزد خود داشتى، پس آنها را ارزیابى كردى و در آن كیسه گذاشتى، و پدرت با مهر خود آن را مهر كرد، و به تو گفت تو نیز مهر كن، پس اگر زنده ماندم خودم به آن سزاوارترم، و چنانچه از دنیا رفتم، از خداوند اول نسبت به خودت و بعد در مورد من بپرهیز، و مرا خلاص كن و چنان باش كه به تو گمان دارم. خداوند تو را بیامرزد، دینارهاى اضافى را كه بر مجموع سكه‏هاى مربوط به منظور داشته‏اى كه كمى بیش از ده دینار بود از آنها بیرون بیاور، و از سوى خود باز پس گیر كه زمانه از گذشته دشوارتر است. خداوند ما را كفایت مى‏كند و وكیل خوبى است» (كمال الدین، 2/486؛ بحار الانوار، 53/185؛ كلمة الامام المهدى، 1/362) .

منابع: در متن مقاله آمده است.



برچسب ها:توقیعات حضرت مهدی (عج)، نواب اربعه،

[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ . . ]

[ نظرات() ]