تبلیغات
ایمان به خدا - وصیت حضرت علی (ع)

ایمان به خدا

محمد رسول الله (ص) : اگر از ترس ‌خدا از چیزى ‌درگذرى‌، خداوند بهتر از آن ‌را به ‌تو خواهد داد .

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ایمان به خدا خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ

وصیت نامه حضرت علی (ع) :

بسم الله الرحمن الرحیم. این وصیت نامه على بن ابیطالب است.گواهى مى‏دهد كه معبودى جز خداى بى شریك نیست و محمد بنده و پیامبر اوست كه وى را با هدایت و آیین حق فرستاد كه بر همه دینها چیرگى دهد اگر چه مشركان آن را ناخوش دارند.نماز و عبادت و زندگى و مرگ من براى خداى بى‏شریك، پروردگار جهانیان است...

كتاب: سیره معصومان ج 3 ص 744

نویسنده: سید محسن امین

مترجم: على حجتى كرمانى

وصیت امیر مؤمنان (ع)

طبرى در تاریخ و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین وصیت نامه امیر مؤمنان (ع) را ذكر كرده‏اند.این وصیت نامه چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم. این وصیت نامه على بن ابیطالب است.گواهى مى‏دهد كه معبودى جز خداى بى شریك نیست و محمد بنده و پیامبر اوست كه وى را با هدایت و آیین حق فرستاد كه بر همه دینها چیرگى دهد اگر چه مشركان آن را ناخوش دارند.نماز و عبادت و زندگى و مرگ من براى خداى بى‏شریك، پروردگار جهانیان است.چنین مامور شده‏ام و من از مسلمانانم.شما دو تن (حسن و حسین (ع) ) را به تقواى الهى سفارش مى‏كنم.در جست‏وجوى دنیا نباشید اگر چه دنیا در جست‏وجوى شما باشد.و بر چیزى از دنیا كه از دست‏شما مى‏رود دریغ مخورید.جز حق مگویید و براى پاداش كار كنید (براى آخرت كار كنید.) دشمن ستمگر و یاور مظلوم و ستمدیده باشید.شما دو تن و همه فرزندان و خانواده‏ام و هر كس را كه این وصیت‏نامه من به دست او مى‏رسد به تقواى الهى و رعایت نظم در كارها و اصلاح میان خودتان سفارش مى‏كنم.زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم كه مى‏فرمود: اصلاح میان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمنى مكنید كه باعث زوال دین است.و نیرویى نیست مگر به استعانت‏خدا.به خویشاوندان خود بنگرید.پس با آنها رفت و آمد كنید كه خداوند محاسبه را بر شما سبك مى‏كند.خدا را، خدا را در مورد یتیمان رعایت كنید.گرسنه‏شان نگه ندارید و در محضر شما در رنج و خوارى نیفتند.زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم كه مى‏فرمود: هر كس یتیمى را سرپرستى كند تا بى‏نیاز شود خداوند بهشت را براى او واجب مى‏گرداند.چنان كه اگر كسى مال یتیمى را بخورد، جهنم را بر او واجب مى‏كند.خدا را، خدا را در مورد قرآن منظور دارید تا مبادا دیگران در عمل بدان از شما پیشى نگیرند.خدا را، خدا را در مورد همسایگانتان پیش نظر آورید كه سفارش شدگان پیامبرتان هستند.او همواره رعایت آنان را به ما سفارش مى‏كرد تا آنجا كه ما گمان بردیم براى همسایه ارث مقرر خواهد شد.خدا را، خدا را درباره خانه پروردگارتان منظور دارید.پس تا زمانى كه باقى هستید نباید از وجود شما خالى باشد كه اگر متروك شود نتوانید همتایى براى آن قرار دهید.و كوچك‏ترین چیز براى كسى كه از آن بازگردد، آمرزش تمام گناهانى است كه پیش از آن مرتكب شده بود.خدا را خدا را درباره نماز رعایت كنید كه آن بهترین كردارها و ستون دین شماست.خدا را خدا را درباره زكات پیش چشم آورید كه آن خشم پروردگارتان را فرومى‏نشاند.خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا با مالها و جانهایتان منظور دارید.جز این نیست كه دو تن در راه خدا جهاد مى‏كنند. پیشواى هدایت كننده و كسى كه مطیع او و پیرو هدایت اوست.خدا را، خدا را درباره ذریه پیامبرتان (ص) رعایت كنید و مبادا پیش روى شما به آنان ستم كنند.خدا را، خدا را در مورد یاران پیامبرتان (ص) منظور دارید كسانى كه بدعتى از آنان سر نزده و بدعتگذارى را پناه نداده‏اند.زیرا رسول خداى بدانان سفارش كرده و بدعتگذاران آنان و غیر آنان و پناه‏دهندگان به آنان را لعنت فرموده است.خدا را، خدا را در مورد مستمندان و مسكینان پیش چشم آورید.پس آنان را در زندگى خود سهیم كنید.و خدا را، خدا را در مورد زنان و كنیزان خود رعایت كنید.زیرا آخرین چیزى كه رسول خدا (ص) بدان سفارش كرد این بود كه فرمود: شما را به رعایت دو دسته سفارش مى‏كنم.زنان و كنیزان.سپس فرمود: نماز.نماز.در راه خدا از سرزنش سرزنشگرى بیم مدارید.خداوند شما را از شر كسانى كه بر ضد شمایند، كفایت كند.با مردم به نیكویى سخن بگویید چنان كه خداوند شما را بدان فرموده است.و امر به معروف و نهى از منكر را كنار مگذارید كه در این صورت خداوند بدان شما را بر شما حاكم كند.آن‏گاه دعا مى‏كنید ولى به استجابت نمى‏رسد.بر شما باد دوستى و بخشندگى و از جدایى و دشمنى و پراكندگى برحذر باشید.در كار نیك و پرهیزگارى یار همدیگر باشید و بر گناه و ستم همدلى مكنید.پرواى خدا پیشه كنید كه خدا سخت مجازات است.خداوند دودمان شما را حفظ كند و پیغمبر را در میان شما برجاى دارد و شما را به خدا مى‏سپارم كه بهترین نگهدارنده است.و سلام و رحمت و بركات الهى را بر شما مى‏خوانم‏».

ابن اثیر گوید: آن حضرت، حسن و حسین (ع) را فراخواند و به آن دو گفت: «شما دو تن را به رعایت تقواى الهى سفارش مى‏كنم.در جست و جوى دنیا نباشید اگر چه آن به جست و جوى شما باشد و بر چیزى از دنیا كه از دست‏شما مى‏رود مگریید و حق را بگویید و به یتیم شفقت كنید و دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید و بدانچه در قرآن آمده است، عمل كنید و در راه خدا سرزنش نكوهشگر شما را در نگیرد.سپس به محمد بن حنفیه نگریست و از وى پرسید: آیا آنچه را كه به برادرانت‏سفارش كردم به خاطر سپردى؟گفت: آرى. فرمود: به تو هم مانند همان سفارش را مى‏كنم و احترام دو برادرت را نگهدار.حق آن دو بر تو بزرگ است.و كارى را بدون مشورت آنها، حل مكن.سپس فرمود: شما دو تن را به محمد سفارش مى‏كنم كه او برادر و فرزند پدر شماست و خوب مى‏دانید كه پدر شما، او را دوست مى‏داشت.و به حسن (ع) فرمود: اى پسرم!تو را به تقواى الهى و اقامه نماز و پرداخت زكات و آمرزش گناه و فروخوردن خشم و صله رحم و چشم پوشى از جاهل و تفقه در دین و حفظ قرآن و حسن همسایگى و امر به معروف و نهى از منكر و اجتناب از كردار زشت و گناه، وصیت مى‏كنم‏».

سپس به حسن (ع) فرمود: «قاتل مرا رعایت كنید.او را از غذایم، طعام دهید و از آبم سیرابش كنید.سپس به حسن (ع) فرمود: اگر مردم در كفن من فریاد مكن و بر من نماز بگزار و هفت‏بار، یا بنابر روایت دیگر، پنج‏بار بر من تكبیر گوى و قبرم را مخفى كن‏».

ابن اثیر گوید: «آنگاه جز ذكر«لا اله الا الله‏»چیزى نگفت تا بمرد».آن حضرت تا یك سوم از شب رفته ماند و سپس وفات یافت.دختران و زنان او ندبه سردادند و بانگ و فریاد شدت گرفت.پس كوفیان دانستند كه امیر مؤمنان (ع) رحلت‏یافته است. مردان و زنان فوج فوج و شتابان آمدند و فریادهاى بلند سر دادند.كوفه عزادار شد و صداى گریه و فریاد و ناله در شهر كوفه و قبایل و خانه‏هاى آن بسیار بلند شد.این روز مانند روزى بود كه رسول خدا (ص) در آن رحلت‏یافت.چون على (ع) وفات یافت‏حسن و حسین (ع) و محمد، او را غسل دادند.ابو الفرج اصفهانى گوید: حسن (ع) و عبد الله بن عباس پیكر آن حضرت را شستند.ابن اثیر به جاى نام عبد الله بن عباس، از نام عبد الله بن جعفر یاد كرده است (1) .آن حضرت را در سه پوشش سپید، كه در آنها پیراهن و عمامه نبود، بلكه پیراهن و عمامه از دیگران بود، كفن كردند و با باقى مانده حنوط رسول خدا (ص) ، او را نیز حنوط كردند.سپس پیكره او را بر تختش نهادند و پسرش حسن (ع) بر آن حضرت نماز گزارد و پنج‏یا شش یا هفت و یا نه تكبیر بر او گفت.شبانه او را حمل كردند و به پشت كوفه، به سوى نجف بردند و وى را در ثویه در كنار قائم العزیین به خاك سپردند.

در روایتى از امام باقر (ع) نقل شده است كه پسران آن حضرت، حسن و حسین (ع) و محمد و عبد الله بن جعفر، به قبر آن حضرت داخل شدند.و اخفاى قبر وى بنا به وصیت او و به خاطر ترس وى از بنى امیه و خوارج بوده است.

ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین به سند خود از ابو البخترى نقل مى‏كند كه گفت: چون خبر كشته شدن امیر مؤمنان (ع) به عایشه رسید، سجده كرد.

طبرى در تاریخ و ابن اثیر در كامل و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین و ابن سعد در طبقات و مرزبانى در معجم الشعرا نقل كرده‏اند كه چون خبر رحلت على (ع) را به عایشه گفتند او به این شعر تمثل جست:

عصاى خویش را بینداخت و به مقصد رسید.چنان كه با آمدن مسافر چشم روشن مى‏شود.

سپس پرسید: چه كسى او را كشت؟گفته شد: مردى از قبیله مراد.پس او گفت: اگر دور افتاده بود، خبر مرگ او را نوجوانى مى‏داد كه خاك در دهانش نبود.

پس زینب دختر ابو سلمه گفت: آیا به على چنین مى‏گویى؟عایشه پاسخ داد: من به فراموشى مبتلایم.پس به یادم آورید.ابو الفرج گوید: آن‏گاه عایشه به این ابیات تمثل جست: همواره اهداى قصاید در میان ما با ناسزاگویى به دوستان و كثرت القاب همراه بود.

تا آنكه ترك كردى و گویى سخن تو در میان ایشان در هر مجتمعى صداى مگس بود.

درباره ضربتى كه ابن ملجم بر على (ع) فرود آورد اشعارى از سوى برخى از خوارج سروده شده است كه این ضربت و زننده آن را تحسین كرده‏اند.و در مقابل نیز بسیارى از شعرا، از این ضربت و زننده آن اظهار انزجار و تنفر كرده‏اند.

پى‏نوشت:

1- شیخ مفید روایت كرده است: على (ع) شبى را نزد حسن و شبى را نزد حسین و شبى را نزد عبد الله بن جعفر افطار مى‏كرد.اما در نسخه اصل به جاى نام عبد الله بن جعفر، عبد الله بن عباس است و قرار دادن نام عبد الله بن جعفر به جاى عبد الله بن عباس اشتباه چاپى است.و چه بسا كه عبارت درست آن باشد كه على (ع) شبى نزد حسن، شبى نزد حسین و شبى نزد عبد الله بن جعفر و شبى نزد عبد الله بن عباس افطار مى‏كرد و هم اینان بودند كه وى را غسل دادند.این از جمله دلایلى است‏بر اینكه ابن عباس از امیر مؤمنان (ع) جدا نشده بود.چنان كه در سیره امام حسن (ع) كه بدان اشاره خواهد شد، آورده‏ام: عبد الله بن عباس در مقابل آن حضرت برخاست و مردم را به بیعت‏با حسن (ع) فراخواند.مردم نیز در بیعت‏با امام حسن (ع) شتاب گرفتند.و حسن (ع) عمال را تعیین كرد و عبد الله بن عباس را به بصره روانه كرد.و باز هم این خود نشانه‏اى است‏بر عدم مفارقت ابن عباس از امیر مؤمنان (ع) .مگر آنكه بگوییم درست آن است كه عبید الله بن عباس به جاى عبد الله بن عباس باید باشد. چنان كه شاید قول طبرى و ابن اثیر بر آن دلالت كند كه پیش از این نقل شد كه گفته‏اند: كسى كه در هنگام صلح امام حسن (ع) حضور داشت، عبید الله بن عباس بود نه عبد الله.و الله اعلم.



برچسب ها:وصیت نامه حضرت علی،

[ شنبه 9 خرداد 1388 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ سیدمیثم حسینی نژادنمین ]

[ نظرات() ]