تبلیغات
ایمان به خدا - خودسازی و تهذیب نفس

ایمان به خدا

محمد رسول الله (ص) : اگر از ترس ‌خدا از چیزى ‌درگذرى‌، خداوند بهتر از آن ‌را به ‌تو خواهد داد .

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ایمان به خدا خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ

خودسازی و تهذیب نفس

تعریف خودسازی
«خودسازی» به معنای شناخت معارف، ایجاد ملكات و انجام افعالی است كه كمالِ شناخته شده برای «خود» را پدید می‎آورند.
درك ما از خودسازی، وابستگی كامل به شناخت ما از ماهیتِ «خود» و كمال مطلوب آن دارد؛ پس خودشناسی مقدمه اجتناب ناپذیر خودسازی است. «خود» آن چنان كه با كمك درون بینی شناخته شد، موجودی است با مجموعه ای از تواناییها و گرایشها كه كمال آن قرب خداوند است. این كمال از طریق اصلاح روابط مختلف انسان به دست می آید. بنابراین، خودسازی مجموعه اعمالی است كه برای اصلاح روابط خود انجام می دهیم تا به قرب خداوند نایل شویم...

دسته ای از این اعمال، كسب شناختهای ضروری برای تقرب به خداوند است و دسته ای دیگر، عمل به وظایف اخلاقی و تكالیف شرعی است. در این قسمت، مراحل و روشهای عام خودسازی را مطرح خواهیم كرد.
اهمیت خودسازی
اهمیت خودسازی امری واضح است، زیرا غایت خودسازی، نجات از هلاكت و توفیق به قرب خداوند است. هر انسان خردمندی كه به خداوند و جهان آخرت اعتقاد دارد و رستگاری انسان را به درستی عقاید و نیكی اعمال و ملكات او می داند، حكم می كند كه تلاش برای رستگاری، یگانه كاری است كه شایسته است همه زندگی وقف آن شود. نجات از عذاب آخرت، جز با خودسازی و تسلط بر خویشتن امكانپذیر نیست. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرمایند:
من ملك نفسه اذا رغب و اذا رهب و اذا اشتهی و اذا غضب حرّم الله جسده علی النار؛
كسی كه چون نفسش روی می آورد و چون می گریزد و چون شهوت می یابد و چون خشم می گیرد مالك آن است، )و بر آن تسلط دارد( خداوند بدن او را بر آتش حرام می كند.
چیرگی بر نفس كار آسانی نیست. باید با نفس چون دشمن مجاهده كرد:
و اجعَلْ نَفْسَكَ عَدُوّاً تُجاهِدُه؛
نفست را چون دشمنی شمار كه با آن جنگ می كنی.
نفس، دشمن ترین دشمنان است، پس باید هوشیار و آماده در برابرش ایستاد: «اَعْدی عَدُوِّّكَ نَفْسُكَ الَّتی بَینَ جَنْبَیْكَ» نفس دشمن بزرگ انسان است، زیرا فریب بزرگترین دشمن و زیرك ترین دشمن را خورده است. او همنشین و عامل شیطان و دشمن خانگی ماست:
اُوصیكُم بِتَقْوَی اللهِ الَّذی اَعْذَر بما أَنْذَر وَ احْتَجَّ بِما نَهَجَ و حَذَّرَكُم عَدُوّاً نَفَذَ فی الصُّدُورِ خَفِیّاً و نَفَثَ فی الاذان نَجیّاً فَاَضَلّ و أَرْدی، وَ وَعَدَ فَمَنّی، وَ زَیَّنَ سَیِئاتِ الْجَرائِمِ وَ هَوَّنَ مُوبِقاتِ الْعَظائِمِ، حَتّی اِذا اسْتَدْرَجَ قَرینَتَهُ وَ اسْتَغْلَقَ رَهینَتَهُ أَنْكَرَ ما زَیَّنَ وَ اسْتَعْظَمَ ما هَوَّنَ وَ حَذَّرَ ما امَّن؛
شما را به تقوای الهی توصیه می كنم، كه با بیمهایی كه داده جای عذری نگذارده و با راهی كه پیش پا نهاده حجت را تمام كرده و شما را از دشمنی بیم داد كه پنهانی در سینه ها راه یافته، و رازگویان در گوشها می دمد تا آدمی را گمراه كند و تباه سازد و وعده دهد و او را به دام هوس اندازد. زشتی گناهان را در دیده او بیاراید و گناهان بزرگ را كوچك نماید (نشان دهد)؛ هنگامی كه همنشین خود را فریب داد (نفس انسان را فریب داد) و راه گریز را بر او بست، ناگاه آنچه را آراسته بود منكر شد و آنچه را كوچك نموده بود بزرگ داشت و از انجام آنچه ایمنی داده بود بر حذر داشت.
بی جهت نیست كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ جهاد نفس را جهاداكبر خوانده و فاتحان نبرد نظامی را به نبرد بزرگ با نفس فراخوانده است.
زمان خودسازی
خودسازی به عنوان یك فریضه عقلی در همه ادوار زندگی واجب است و در هیچ لحظه ای از عمر نباید آن را ترك گفت؛ زیرا وعید پروردگار وحشتناك و وعده های نعیم او بسیار بزرگ است. سهولت خودسازی، در همه دورانهای زندگی به یك اندازه نیست. كسی كه دوران جوانی را سپری كرده و در میانسالی به گناهِ غفلت خو كرده، به دشواری می تواند كام خود را از لذات حرام محروم سازد. دشوارتر اینكه، خروج او از غفلت كار آسانی نیست و چون غافل است درد خود را نمی داند تا به درمان آن روی آورد. حتی اگر غفلت او را رها كند، توان او در ساختن حال و آینده اندك شده و نمی تواند به راحتی با گذشته خود وداع نماید.
این دشواری را هم عقل گواهی می دهد و هم تجارب مربیان اخلاق و هادیان طریق رستگاری آن را تأیید می كند. روایات نیز به ما اطمینان می دهند كه دوره نوجوانی و جوانی بهترین سالهای خودسازی است.
گواهی عقل به دشوار بودن خودسازی پس از دوره جوانی و سهل بودن آن در دوره نوجوانی و جوانی، از آن روست كه خودسازی متوقف بر شناخت، ایمان و عمل است. و آموختن در سنین پایین آسانتر است. همچنین ایمان در قلب سالم وارد می شود و قلب نوجوان سالم تر و آماده تر است. عمل نیز نیازمند تكرار و تمرین برای پیدایش عادات صحیح است و یافتن مهارت عملی در دوران بعد از جوانی، به آسانی تحصیل نمی شود.
تجارب مربیان اخلاق و مهذّبان نفوس را از زبان نفس مهذّب و روح قدسی امام خمینی ـ قدس سرّه ـ می شنویم:
شما تا جوان هستید می توانید كاری انجام دهید، تا نیرو و اراده جوانی دارید می توانید هواهای نفسانی، مشتهیات دنیایی و خواسته های حیوانی را از خود دور سازید؛ ولی اگر در جوانی به فكر اصلاح و ساختن خود نباشید دیگر در پیری كار از كار گذشته است. تا جوانید كاری كنید. نگذارید پیر و فرسوده شوید. قلب جوان لطیف و ملكوتی است و انگیزه های فساد در آن ضعیف می باشد؛ لیكن هر چه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قوی تر و محكم تر می گردد تا جایی كه كندن آن از دل ممكن نیست.

از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل شده است:
مَنْ تَعَلَّمَ فی شَبابِهِ كان بِمَنْزِلَهِ الرَّسْمِ فی الْحَجَرِ وَ مَنْ تَعَلَّمَ وَ هُوَ كَبیرٌ كانَ بِمَنْزِلَهِ الكِتابِ علی وَجْهِ الْماءِ؛
كسی كه در جوانی بیاموزد )علم او( همچون نقش زده بر سنگ )ماندگار( است و كسی كه در حالی كه پیر است بیاموزد )علم او( همچون نوشته بر آب است.
این روایت بیان می كند كه كسب معارف در جوانی آسانتر و ماندگارتر است. از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روایت شده است:
اوصیكم بالشبان خیراً فانهم ارق افئده ان الله بعثنی بشیراً و نذیراً فحالفنی الشبان و خالفنی الشیوخ. ثم قرأ: «فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ»؛
شما را به نیكی درباره جوانان سفارش می كنم، زیرا آنان قلب نرمتری دارند. خداوند مرا به پیامبری برانگیخت تا مردم را نوید و انذار دهم پس جوانان با من پیمان بستند، ولی پیران با من مخالفت كردند. سپس این آیه را قرائت فرمود: زمان طولانی بر آنها گذشت و دلهایشان سخت گردید.
این روایت به نرمی دل جوانان تأكید می كند، هر چه قلب نرمتر باشد، پذیرش ایمان سهل تر است. از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده است:
مَنْ قَرَأَ الْقُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤْمِنٌ اِخْتَلَطَ الْقُرآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمهِ؛
كسی كه قرآن را در جوانی قرائت كند، قرآن با گوشت و خون او آمیخته می شود.
این تأثیر ناشی از آمادگی روحی و صفای دل جوان است.
امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ خطاب به فرزند خود می فرمایند:
و انما قلب الحدث كالارض الخالیه ما القی فیها من شیء قبلته. فبادرتك بالادب قبل ان یقسو قلبك و یشتغل لُبُّك؛
و دل جوان همچون زمین ناكشته است، هرچه در آن كشت كنند بپذیرد، پس به ادب آموختنت پرداختم پیش از آنكه دلت سخت شود و خردت سرگرم چیزهای دیگر شود.

امام علی ـ علیه السّلام ـ در این نامه پذیرندگی و صفای دل جوان و آمادگی عقل او را مورد توجه قرار داده و اقدام به تربیت را در این سنین مؤثرتر دانسته است.
مراحل خودسازی
درباره مراحل خودسازی، عارفان مسلمان منازلی را شناسایی و معرفی كرده اند. مراحل گوناگون خودسازی را عارفان «مراحل سلوك» می نامند و در آثار مختلف عرفانی از حدود سی تا صد مرحله را ذكر كرده اند و برخی از آنان این مراحل پرشمار را در چهار مرحله كلی تقسیم كرده اند:
نخست: پیراستن باطن از رذایل نفسانی و خارج شدن از اطاعت شهوت و غضب؛ این مرحله را تخلیه خوانده اند.
دوم: مطابق ساختن اعمال و ظواهر خود با آداب شرعی، یعنی انجام دادن واجبات و ترك محرمات و عمل به مستحبات و ترك مكروهات؛ این مرحله را تجلیه (جلا دادن) نامیده اند.
سوم: آراستن باطن به فضایل و كمالات معنوی و تخلق به اخلاق و صفات الهی؛ این مرحله را تحلیه (آراستن) می گویند.
چهارم: فانی شدن روح از خودی در شهود حق؛ این مرحله را فنا می نامند و آخرین منزل سلوك است.
هر یك از این منازل چهارگانه، در درون خود مراحل و منازلی دارد كه شرح آنها نیازمند مقدماتی درباره معانی مصطلحات عرفانی است و از حدود این نوشته خارج است.
روش كلی خودسازی
برای پیمودن هر یك از مراحل خودسازی، پیش از هر چیز آگاهی و زایل شدن غفلت لازم است. انسان بیدار، می تواند در مبدأ و معاد خویش اندیشه كند و نواقص عمل خویش را در مقایسه با مقصدش دریابد. پس هر كس بیاندیشد و اعمالی را كه انجام داده با هدف خلقتش معارض یابد، باید عزم كند سمت و سوی حركتش را به سوی مقصد حقیقی متوجه سازد و سپس به اقدام روی آورد.

برای آنكه اقدام او نیز مؤثر باشد و با توفیق قرین گردد، نخست باید با خود شرط كند اعمال نادرست گذشته را ترك كند و اعمال خود را با فرمان خداوند مطابق ساخته و بكوشد نیت خود را خالص نماید. او باید این شرط را در یاد خود نگاه دارد و با هر عملی كه در طی روز انجام می دهد، این شرط را در درون خود متذكر گردد و مراقب باشد از شرط خود تجاوز نكند. مراقبت او از وفاداری به شرط، از آن روست كه خداوند را رقیب و شاهد می داند و معتقد است خداوند تجاوز از شرط را می بیند. برای آنكه از این رقیب همیشه حاضر حیا كند و از شرط خود تخطی ننماید، همواره به یاد می آورد كه خداوند منعم بزرگی است كه همتای عظمت او در جهان نیست و او همه چیز را می بیند و اگر منعم بودن خداوند عظمت و حضور خدا را در دل و خاطر داشته باشد از معصیت او حیا خواهد كرد. برای حفظ این یاد، او باید نعمت های خدا را به یاد آورد و با خود زمزمه كند: «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری»[1]، و «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقِیباً»[2].
او باید پس از مراقبت كافی، در پایان هر روز به محاسبه بپردازد و عمل خود را با شرطهایش مقایسه كند. محاسبه موجب شناخت كاستیهای گذشته می شود و چون با یادآوریِ محاسبه دقیق خداوند همراه شود، منشأ تحكیم عزم و قرار دادن شروط تازه خواهد شد.
به هنگام محاسبه، باید بر هر توفیقی شكرگزاری كرد و به خاطر هر خطایی استغفار نمود و برای آنكه نتیجه محاسبه، دستاویز شیطان برای فریفتن انسان نگردد، باید از یأس و نا امیدی پرهیز كرد و با محاسبه هر چه دقیقتر راه را بر عجب و غرور بست. محاسبه دقیق وقتی ممكن می شود كه به یاد محاسبه دقیق قیامت باشیم و این آیات الهی را در خاطر آوریم كه:
یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا أحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلی كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهِیدٌ ؛[3]
روزی كه خداوند همه آنان را بر می انگیزد و به آنچه كرده اند آگاهشان می گرداند. خدا )كارهایشان را( برشمرده است و حال آنكه آنها آن را فراموش كرده اند و خدا بر هر چیزی گواه است.
یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ ـ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ ـ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ ؛[4]
آن روز مردم به صورت گروه های پراكنده (از قبرها) خارج می شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود ـ پس هر كس هم وزن ذره ای نیكی كند )نتیجه( آن را خواهد دید ـ و هر كه هم وزن ذره ای بدی كند )نتیجه( آن را خواهد دید.
و به فرمان خداوند گوش دهیم كه:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ ؛[5]
ای كسانی كه ایمان آورده اید از خدا پروا دارید و هر كسی باید بنگرد كه برای فردا چه پیش فرستاده است.
و این سفارش امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ را به یاد آوریم كه:
عبادَ الله زنوا انفسكم من قبل ان توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا و تنفَّسُوا قبل ضیق الخناق. و انقادوا قبلَ عنف السیاق و اعلموا انه من لم یعن علی نفسه حتی یكون له منها واعظ و زاجرٌ لم یكن له من غیرها زاجرٌ و لا واعظٌ؛
بندگان خدا! (كردار و گفتار) خود را بسنجید پیش از آنكه (كارهای) شما را بسنجند، و حساب نفس خود را برسید پیش از آنكه به حسابتان برسند. (فرصت را غنیمت دانید) پیش از آنكه مرگ گلویتان را بگیرد و نفس كشیدن نتوانید، فرمانبردار شوید پیش از آنكه فرمانبرتان سازند و بدانید آنكه نتواند خود را پند دهد تا از گناه بازدارد، دیگری پند دهنده و بازدارنده او از گناه نخواهد بود.[6]
محاسبه كارهای هر روز كارنامه ای است كه بنده را به وضعیت خود آگاه می سازد و تكالیف روز بعد را مشخص می كند. چنین شناختی از وضعیت، برای سالك هر طریقی لازم است. از همین روست كه ائمه هدی كه راهنمایان حقیقی طریق رستگاری هستند، بر این امر سفارش اكید دارند. امام كاظم ـ علیه السّلام ـ می فرمایند:
لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فی كُلُّ یَوْمٍ فَاِنْ عَمِلَ حَسَناً اِسْتَزادَ اللهَ تعالی وَ إِنْ عَمِلَ سَیِّئاً اِسْتَغْفَرَ اللهَ مِنْهُ وَ تابَ اِلَیهِ؛
از ما نیست كسی كه هر روز (اعمال) خود را محاسبه نكند، تا اگر عمل نیكی انجام داد از خداوند افزونی آن طلبد و چون گناهی كرد از خداوند آمرزش خواهد و توبه نماید.[7]
پس از محاسبه ممكن است معلوم گردد تخلف از شرط به دو شكل صورت گرفته باشد: نخست انجام فعلی كه ترك آن شرط شده بود و یا ترك فعلی كه انجام آن شرط شده بود.
در صورت اول باید نفس را كیفر كرد و در كیفر نفس كوتاهی روا نیست؛ زیرا ممكن است معصیت و بدكاری به تدریج عادی شود و نفس از آن پرهیز نكند. این كیفر باید مطابق دستورات شرع باشد و با شرایط انسان و ظرفیتهای جسمی و روحی فرد تناسب داشته باشد.
در صورت دوم، یعنی ترك چیزی كه انجام آن شرط شده بود، باید اعمالی از عبادات و طاعات را بر خود تحمیل كند، تا مانند جریمه ای او را وادار نماید پیمان و شرط خود را رعایت نماید. در هر صورت چون با تخلف از شرط روبرو شده است، باید نفس خود را ملامت كند و او را توبیخ نماید. كه شاید این ملامت در او كارگر باشد و او را به مراعات شرط وادارد و مقدمه ای باشد كه نفس لوّامه را به نفس مطمئنه بدل سازد. موعظه كردنِ خود كاری بسیار سودمند است، زیرا موعظه گر و موعظه شونده هیچ چیز پنهانی از هم ندارند؛ در موعظه كننده شبهه ریا و بدخواهی نیست و موعظه شونده نیز گریزی از دل سپردن به سخن موعظه گر ندارد. هیچ یك از این دو نمی توانند خود و یا طرف مقابل خود را فریب دهند. بنابراین موعظه خوب، مؤثرترین موعظه خواهد بود و در واقع شرط تأثیر هر موعظه كننده دیگری در ما، این است كه خود، واعظ خویش باشیم. امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود:
مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظاً فَاِنَّ مَواعِظَ النّاسِ لَنْ تُغْنی عَنْهُ شَیئاً؛[8] كسی كه خدا برایش پند دهنده ای از خودش قرار ندهد پندهای مردم برایش ثمری ندارد.

محمد فتحعلی خانی ـ آموزه های بنیادین علم اخلاق ، ج 2، ص 87


[1] . علق، 14.
[2] . نساء، 1.
[3] . مجادله، 6.
[4] . زلزال، 8ـ6.
[5] . حشر، 18.
[6] . نهج البلاغه، الخطبه 90.
[7] . المحجه البیضاء، ج 8، ص 166.
[8] . سفینه البحار، ماده وعظ.

 

برگرفته از سایت حوزه علمیه قم www.andisheqom.com



برچسب ها:تهذیب نفس، خود سازی،

[ دوشنبه 11 خرداد 1388 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ . . ]

[ نظرات() ]