تبلیغات
ایمان به خدا - مطالب ابر شمر

ایمان به خدا

محمد رسول الله (ص) : اگر از ترس ‌خدا از چیزى ‌درگذرى‌، خداوند بهتر از آن ‌را به ‌تو خواهد داد .

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ایمان به خدا خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ  تایپایران - مرکز تخصصی تایپ

با کاروان امام حسین علیه السلام- روز نهم

 

پنجشنبه نهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

در روز نهم محرم ( تاسوعای حسینی ) شمر بن ذی الجوشن با نامه ای که از عبیدالله داشت از نخیله که لشگرگاه و پادگان کوفه بود با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد کربلا شد و نامه عبیدالله بن زیاد را برای عمربن سعد قرائت کرد. ابن سعد به شمر گفت : وای بر تو ! خدا خانه ات را خراب کند ، چه پیام زشت و ننگینی برای من آورده ای . بخدا قسم ! تو عبیدالله را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم باز داشتی و کار را خراب کردی .

شمر که با قصد جنگ وارد کربلا شده بود، از عبیدالله بن زیاد امان نامه ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیه السلام گرفته بود که در این روز امان نامه را برای آن حضرت عرضه کرد و ایشان نپذیرفت. شمر نزدیک خیام امام حسین علیه السلام آمد و عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان ( فرزندان امام علی علیه السلام که مادرشان ام البنین علیه السلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند ، شمر گفت : از عبیدالله برایتان امان گرفته ام. آنها همگی گفتند : خدا تو را و امان تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد  ؟! [1]

در این روز اعلان جنگ شد که حضرت عباس (ع) ، امام (ع) را با خبر کرد. امام حسین علیه السلام فرمود : ای عباس ! جانم فدای تو باد ، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس که چه قصدی دارند؟

حضرت عباس علیه السلام رفت و خبر آورد که اینان میگویند : یا حکم امیر را بپذیر یا آماده جنگ شوید.

امام حسین علیه السلام به عباس فرمودند : اگر میتوانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تاخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال میداند که من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم [2].

حضرت عباس (ع) نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست . عمربن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت ، سرانجام از لشکریان خود پرسید که چه باید کرد ؟ عمروبن حجاج گفت : سبحان الله! اگر اهل دیلم و کفار از تو چنین تقاضایی میکردند سزاوار بود که با انها موافقت کنی.

عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس (ع) آمد و گفت : ما به شما تا فردا مهلت میدهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیدالله میسپاریم و گرنه دست از شما برنخواهیم داشت [3]



[1] انساب الاشراف ، ج 2،ص89.

[2] الملهوف، ص 38 .

[3] ارشاد ، شیخ مفید ، ج 2، ص 91.





طبقه بندی: با کاروان امام حسین (ع)،
برچسب ها:امان نامه، نهم محرم، تاسوعا، امام حسین، شمر،

[ سه شنبه 13 آبان 1393 ] [ 09:05 ق.ظ ] [ . . ]

[ نظرات() ]


با کاروان امام حسین علیه السلام - روز چهارم


شنبه چهارم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

در روز چهارم محرم، عبیدالله بن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آنکه مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود و فتوای شریح قاضی را مبنی بر مباح بودن خون امام حسین علیه السلام خواند و دستور داد تا همه راههای ورودی و خروجی کوفه را ببندند[1].

به دنبال آن 13000 نفر در قالب 4 گروه که عبارت بودند از :

1.شمربن ذی الجوشن با چهار هزار نفر.

2.یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر.

3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر.

4.مضایر بن رهینه مازانی با سه هزار نفر.

به سپاه عمربن سعد پیوستند. بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است .



[1] الوقایع و الحوادث، ج2، ص 123 .





طبقه بندی: با کاروان امام حسین (ع)،
برچسب ها:چهارم محرم، کاروان امام حسین، امام حسین، عبیدالله بن زیاد، شمر،

[ چهارشنبه 7 آبان 1393 ] [ 09:38 ب.ظ ] [ . . ]

[ نظرات() ]